قصه و تربیت

هوالمحبوب

آدم آفریده شد وبا همسرش در باغی از بهشت جایگاه گرفت.بر اثر خطایی از آن بهشت دلگشا به زمین فرود آمد.بارها قصه اش را خوانده ایم، به روایت های مختلف؛اما همه ی آن ها قصه بودند و دلنشین.

در کارایی و تاثیر گذاری قصه همین بس ،که خدای متعال در آخرین کتابش از این زبان موثر وماندگار بسیار استفاده کرده است .هر چه قصه ریشه در فطرت انسان ها داشته باشد اثرگذاری اش بیشتر است.

بنظرم همه آدمها میلی عجیب به شنیدن قصه دارند حتی اگر حال خواندن صفحات قصه ها را نداشته باشند.

فردی را می شناسم که شاید بتوانم بگویم اصلا اشتهایی به کتاب خواندن ندارد،اما همان آدم داستانهای ششصد صفحه ای را با ولعی تمام میخواند وگاهی تا اتمام داستان کتاب از دستش نمی افتاد.

از مصطفی رحماندوست شنیدم که می گفت: امروزه در دنیا، فلسفه،منطق و پیچیده ترین علمها را با « قصه» می گویند.

تابحال به این فکر کرده اید که چه چیز قصه ها را می سازد؟

درست است که در گذشته یا حال اتفاقاتی به وقوع می پیوندد،ولی چگونه می شود آنها را ساخت و پرداخت کرد؟

آری! این «قوه ی خیال» است که مارا همراهی میکند تا قصه ها را در ذهن پرو بال بدهیم و تعریف کنیم.

قوه ی خیال نعمتی بس شگفت انگیز است و در این میان کودکان بهرمندیشان بیشتر است.آنها خیالشان،واقعیت و واقعیت شان خیال است و قصه اگر خیال در آن نباشد قصه نمیشود.

از این رهگذز میتوان گفت، قصه ابزار مهمی در تربیت و رشد کودکان است.

احساس میکنم کودکان به قصه ها نیازمندترند. در این دوره که همه ی عوامل دست به دست هم داده اند تا قوه ی خیال کودکان نابود شود؛ این امر اهمیت بیشتری دارد.

اکثر سرگرمیهای کودکان یا تلویزیون است یا تبلت و گوشی؛ که هردو قاتل تخیل او هستند و خلاقیت اورا خفه می کنند.

در این میان قصه ها میتوانند شفابخش کودکان باشند.

قصه گویی برای کودک جدی است.این کار اول باعث پرورش قوه ی خیال خودمان است .

قصه گویی نه تنها کودک مان را شاد می کند بلکه باعث پرورش و باز یابی کودک درون خود ماهم می شود…

( این یک پیش نویس بود و به امید خدا ادامه دارد…)

درباره admin

Avatar

یک نظری بگذارید

آدرس ایمیلتان منتشر نمیشودگزینه های الزامی ستاره دار شده اند *

*

رفتن به بالا