آزادی

هو المحبوب

آزادی در لغت به معنای نبودن مانع است.

اگر انسان را، موجودی در نظر بگیریم که می‌تواند؛ از حد نیازها و تمایلات حیوانی بالاتر رود و در حد خواب و خور توقف نکند، می‌توان معنای آزادی را برای این موجود تکامل یافته فراتر در نظر گرفت.

آزادی نبودن مانع است و مانع برای موجودی ایجاد می‌شود که حیات دارد و رشد برایش در نظر گرفته شده است.

آزادی برای گیاه نبود مانع است بر سر راه رشد آن.

آزادی برای حیوان نبود مانع است بر سر راه رسیدن او به وجهه حیوانیتش.

آزادی برای انسان چیست؟

درست است آزادی برای انسان هم نبودن مانع است در مسیر رشد و تکاملش.

رشد و تکامل در چه بعدی؟

بشر موجودی است پیچیده و مرکب از حیوانیت و انسانیت، جنبه‌های حیوانی دارد : غضب، نفسانیات، شهوات و تمام صفات ناپسند.

جنبه انسانی که تمام ویژگی‌ها و صفات عالی را شامل می‌شود. هر چه خیر و خوبی بخواهیم سراغ بگیریم باید در این بعد متعالی آن را بجوییم.

با این مقدمه آزادی چه گلی بر سر انسان خواهد زد؟

آیا موانع را از سر راه بعد حیوانی برخواهد داشت یا بعد انسانی او؟

آیا هدف و نهایت یک انسان بهتر خوردن، بهتر خوابیدن، و بهتر پیشرفتن در مشترکات با دیگر موجودات است؟

و آزادی قرار است موانع را از سر این قسمت وجود او کم کند؟

کدام آزادی مقصود است؟

 

در اینجا به اقسام آزادی می‌پردازیم:

یک: آزادی اجتماعی:

انسان از ناحیه افراد دیگر آزاد باشد و دیگران مانعی برای رشد و تکامل او نباشند، او را محبوس نکنند و قوای فکری و جسمی او را در جهت منافع و امیال خود به کار نگیرند.

دو: آزادی معنوی:

آزادی انسان است از قید تمام صفات خبیث و غضب و شهوت.

آری!انسان ممکن است از نظر معنوی برده باشد. یعنی برده شهوت و غصب و طمع خویش، یا آزاد باشد از تمام این‌ها.

از میان این دو قسم آزادی کدام مهم‌تر است؟ کدام یک یاری‌گر انسان است در زندگی؟ کدام آزادی او را به آن غایت مطلوب می‌رساند؟

می‌شود آزادی اجتماعی بشر را تامین کرد و به غایت رساند؟ چگونه؟

آزادی معنوی چه جایگاهی در زندگی انسان دارد؟

هرچند که نجات انسان و آزادی اجتماعی بشر نقطه اوج تکامل بشری در زندگی اجتماعی است، اما سوال اینجاست: این نقطه اوج چگونه قابل دسترسی است؟

در دنیای امروز که گوش فلک‌ از ندای «آزادی »کر شده است، آیا این مفهوم تمام و کمال برقرار است؟

به نظر شما آیا آزادی اجتماعی (به همین معنایی که ذکر شد) بدون آزادی معنوی امکان‌پذیر است؟

بشر امروز با تمام قوا و علم و پیشرفت، می‌تواند سعادت را در زندگی اجتماعی رقم بزند و سایه آزادی اجتماعی را بر سر همگان بگستراند؟

انسان مرکب از عقل و فطرت و وجدان از یک طرف و غضب و شهوت و حرص از طرف دیگر است. و منطقی به نظر نمی‌رسد که او خود برده و بنده امیال نفسانی خودش باشد و در عین حال آزادی اجتماعی را محترم بشمارد. آزادی مقدس و مظلوم است که در کشاکش دوران فقط و فقط دستاویز بوده و بس.

آزادی حقیقی مفهومی والا و متعالی است که میتواند سعادت را در زندگی بشر رقم بزند.

اما افسوس و صد افسوس.

بشر دیروز آزادی دیگران را با برده‌داری و استثمار محدود کرد.

و اما بشر امروز به اسم آزادی، آن را از دیگران سلب می‌کند. و چنان مکارانه و زیرکانه این معنای تهی از حقیقت به بشر غالب می‌شود.

اگر عقل و فکر به کمک انسان نیاید زندانی شدن به اسم آزادی بسیار راحت اتفاق می‌افتد.

منادیان آزادی در این عصر خود زندانبانان متعالی‌ترین مفهوم بشری هستند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

درباره admin

Avatar

یک نظری بگذارید

آدرس ایمیلتان منتشر نمیشودگزینه های الزامی ستاره دار شده اند *

*

رفتن به بالا